175 Views
2018 Mar 12Trainingtechnology
img

در قسمت قبلی به یک تعریف نسبتا قابل قبول از استارت آپ رسیدیم. میتوانید قسمت قبل را در اینجا مطالعه کنید.

در این پست قصد داریم تا ویژگی های یک استارت آپ موفق را بررسی کنیم.

در پایان پست قبل این سوال مطرح شد که اگر بازدهی و درامد یک استارت آپ به این میزان بالا است، چرا همه یک استارت آپ راه نمی اندازند؟

چون در حال حاضر هیچ فرمول ثابتی برای راه اندازی و رشد یک سرویس استارتاپی وجود ندارد. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید که اگر فلان کار را شروع کنید و کیفیت محصولتان خوب باشد، بی شک در ظرف 3 یا 4 سال می‌توانید مثل زاکربرگ دنیا را بگیرید و میلیادر شوید.

گفتیم یک استارت آپ باید مقیاس پذیر باشد، اما این شرط کافی نیست. مهم تر از آن این است که باید مشتری های زیادی را جذب کنیم. الزام وجود همزمان این دو شرط باعث می شود تا بسیاری از استارت آپ ها در همان ابتدای کار دچار شکست شوند. آمار جهانی می‌گوید که از هر 100 استارتاپ 90  تا از آنها شکست می‌خورند، و از 10 تای باقی مانده فقط شاید یکی از آن‌ها به موفقیت استارتاپ‌های معروفی مثل آمازون و فیسبوک و گوگل برسند. اکثر استارتاپ ها هیچ وقت نمی‌توانند مشتریان زیادی را جذب کنند. از این جهت، معمولا ترجیح داده می شود تا به جای یک طرح چند صد صفحه ای و دقیق که تا چند سال آینده را مد نظر قرار داده اند، یک طرح چند خطی و سریع که صرفا ایده ی اصلی را شرح می دهد نوشته شود تا به جای سرمایه گذاری سنگین، ابتدا با یک سرمایه ی کوچک، میزان استقبال کاربران سنجیده شود.

بگذارید به تعریفی که از مقیاس پذیری داشتیم، یک نکته ی دیگر نیز اضافه کنیم. یک استارت آپ باید علاوه بر ویژگی های قبلی، مقیاس پذیر باشد به این معنی که بتواند مقیاس کسب و کار خود را همواره بزرگتر کند.

تصور کنید یک سایت فروش آنلاین میوه راه اندازی کرده اید. برای کسب سود از این سایت، مدل سودآوری مخصوص خود را هم طرح ریزی کرده اید (در ادامه در مورد مدل بیشتر صحبت می کنیم) این سایت در مدت زمان مناسبی به سودآوری خوبی می رسد. حال شما می توانید با بزرگتر کردن کسب و کار خود، در این سایت علاوه بر میوه، کیک و شیرینی هم بفروشید. شاید به میوه بی ربط به نظر برسد اما مشخص است که "امکان" آن وجود دارد. یعنی شما می توانید "مقیاس" این کسب و کار را گسترش بدهید. کمی بعد امکان سفارش گروهی غذا، طرح کیک و امثال این ها را به سایت اضافه می کنید و پس از یک مدت، سایتی که تنها میوه می فروخت، به یک سایت برای سفارش آنلاین خوردنی های مخصوص مراسمات مثل عروسی و تولد تبدیل شده است.

مثال رستوران پست قبل را به یاد دارید؟ آیا می توانید در یک رستوران کیک بفروشید؟ خیر! اما روی کاغذ می شود در یک سایت اینترنتی که کیک می فروشد، غذا هم فروخت. مثال ملموس آن اسنپ فود در ایران است. اسنپ ابتدا یک سامانه سفارش خودرو بود اما در کنار آن، امروز غذا هم می فروشد.

اصولا استفاده از فضای مجازی به این نوع مقیاس پذیری کمک شایانی می کند. پس مساله ی اصلی "ایده" است. استارت آپ ما قرار است چه خدمتی به کاربر عرضه کند. دقیق  تر بگوییم، چه چیزی "می فروشد"؟

"فروش" مساله ی مهم اقتصاد دنیای امروز است. دنیای اقتصادی امروز، دنیای فروش است. باید بتوانیم محصول یا خدمت خود را بفروشیم.

این امر انواع مختلفی دارد. به اختصار می توان 3 نوع خدمت مختلف برای استارت آپ ها تعریف کرد.

گروه اول سعی دارد تا یک کار را برای کاربر "سریعتر" انجام دهد. به جای زنگ زدن به آژانس و منتظر ماندن در خیابان، با گوشی خود تاکسی می گیریم. یا بجای رفتن به رستوران در خانه منو را می بینیم و غذا را سفارش می دهیم.

دسته ی دوم یک خدمت را گسترده تر ارائه می دهند. در یک فروشگاه موبایل شما مدل های محدودی را در دسترس دارید اما در یک سایت فروش موبایل، تمامی مدل ها پیش روی شما هستند.

دسته ی سوم، یک خدمت نوین ارائه می دهند. استارت آپ های جدید در کشور خودمان که کارواش خودرو در منزل آن هم بدون استفاده از آب را ارائه می دهند نمونه ی خوبی از این گروه هستند.

بهترین ایده، ایده ای است که ترکیبی از این گروه ها باشد. سایت های سفارش غذای آنلاین، علاوه بر سرعت، منوی رستوران های بسیاری را در اختیار شما قرار میدهند و انتخاب شما را گسترده تر می کنند.

در قسمت بعد فرآیند یافتن یک ایده ی خوب که شامل ویژگی های یک استارت آپ باشد را شرح می دهیم.

استارت آپ

استارت اپ

startup

start up