93 Views
2018 Apr 04Culturalreligious
img
با سلام وخداقوت خدمت دوستان عزیز و بزرگوار :
   ازدواج موقت از نگاه شهید مطهری ( ره )
ازدواج موقت و مسأله حرمسرا
یکی از سوژه هایی که مغرب زمین علیه مشرق زمین در دست دارد و به رخ او می کشد و برایش فیلم ها و نمایشنامه ها تهیه کرده و می کند، مسأله تشکیل حرمسراست که متأسفانه در تاریخ مشرق زمین نمونه های زیادی می توان از آن یافت.
زندگی برخی از خلفا و سلاطین مشرق زمین، نمونه کاملی از این ماجرا به شمار می رود و حرمسرا سازی مظهر اتم و اکمل هوسرانی و هواپرستی یک مرد شرقی قلمداد می گردد.
می گویند مجاز شمردن ازدواج موقت مساوی است با مجاز دانستن تشکیل حرمسرا که نقطه ضعف و مایه سرافکندگی مشرق زمین در برابر مغرب زمین است، بلکه مساوی است با مجاز شمردن هوسرانی و هواپرستی که به هر شکل و هر صورت باشد منافی اخلاق و پیشرفت و عامل سقوط و تباهی است. عین این مطلب درباره تعدد زوجات گفته شده است. جواز تعدد زوجات را به عنوان جواز تشکیل حرمسرا تفسیر کرده اند.
این مسأله را از دو جهت باید بررسی کرد:
 یکی از این نظر که عامل تشکیل حرمسرا از جنبه اجتماعی چه بوده است؟ آیا قانون ازدواج موقت در تشکیل حرمسراهای مشرق زمین تأثیری داشته است یا نه؟
دوم این که آیا منظور از تشریع قانون ازدواج موقت این بوده است که ضمناً وسیله ی هوسرانی و حرمسرا سازی برای عده ای از مردان فراهم گردد یا نه ؟
علل اجتماعی حرمسراسازی
اما بخش اول: پیدایش حرمسرا معلول دست به دست دادن دو عامل است:
اول عامل حرمسراسازی تقوا و عفاف زن است؛ یعنی شرایط اخلاقی و اجتماعی محیط باید طوری باشد که به زنان اجازه ندهند در حالی که با مرد بخصوص رابطه جنسی دارند با مردان دیگر نیز ارتباط داشته باشند. در این شرایط مرد هوسران عیاش متمکن چاره خود را منحصر می بیند که گروهی از زنان را نزد خود گرد آورده حرمسرایی تشکیل دهد.
بدیهی است که اگر شرایط اخلاقی و اجتماعی، عفاف و تقوا را بر زن لازم نشمارد و زن رایگان و آسان خود را در اختیار هر مردی قرار دهد و مردان بتوانند هر لحظه با هر زنی هوسرانی کنند و وسیله هوسرانی همه جا و هر وقت و در هر شرایطی فراهم باشد، هرگز این گونه مردان زحمت تشکیل حرمسراهایی عریض و طویل با هزینه هنگفت و تشکیلات وسیع به خود نمی دهند.
عامل دیگر، نبودن عدالت اجتماعی است. هنگامی که عدالت اجتماعی برقرار نباشد، یکی غرق دریا دریا نعمت و دیگری گرفتار کشتی کشتی فقر و افلاس و بیچارگی باشد، گروه زیادی از مردان از تشکیل عائله و داشتن همسر محروم می مانند و عدد زنان مجرد افزایش می یابد و زمینه برای حرمسراسازی فراهم می گردد.
اگر عدالت اجتماعی برقرار و وسیله تشکیل عائله و انتخاب همسر برای همه فراهم باشد، قهراً هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا می کند و زمینه عیاشی و هوسرانی و حرمسراسازی منتفی می گردد.
مگر عده زنان چقدر از مردان زیادتر است که با وجود این که همه مردان بالغ از داشتن همسر برخوردار باشند بازهم برای هر مردی و لااقل برای هر مرد متمکن و پولداری امکان تشکیل حرمسرا باقی بماند؟
عادت تاریخ این است که سرگذشت حرمسراهای درباره ای خلفا و سلاطین را نشان دهد. عیش ها و عشرت های آنها را مو به مو شرح دهد اما از توضیح و تشریح محرومیت ها و ناکامی ها و حسرت ها و آرزو به گور رفتن های آنان که در پای قصر آنها جان داده اند و شرایط اجتماعی به آنها اجازه انتخاب همسر نمی داده است سکوت نماید.
ده ها و صدها زنانی که در حرمسراها بسر می برده اند، در واقع حق طبیعی یک عده محروم و بیچاره بوده اند که تا آخر عمر مجرد زیسته اند.
مسلماً اگر این دو عامل معدوم گردد؛ یعنی عفاف و تقوا برای زن امر لازم شمرده شود و کامیابی جنسی جز در کادر ازدواج (اعم از دائم یا موقت) ناممکن گردد و از طرف دیگر ناهمواری های اقتصادی، اجتماعی از میان برود و برای همه افراد بالغ امکان استفاده از طبیعی ترین حق بشری یعنی حق تأهل فراهم گردد، تشکیل حرمسرا امری محال و ممتنع خواهد بود.
یک نگاه مختصر به تاریخ نشان می دهد که قانون ازدواج موقت کوچکترین تأثیری در تشکیل حرمسرا نداشته است.
خلفای عباسی و سلاطین عثمانی که بیش از همه به این عنوان شهرت دارند، هیچ کدام پیرو مذهب شیعه نبوده اند که از قانون ازدواج موقت استفاده کرده باشند.
سلاطین شیعه مذهب با آنکه می توانسته اند این قانون را بهانه کار قرار دهند، هرگز به پایه خلفای عباسی و سلاطین عثمانی نرسیده اند. این خود می رساند که این ماجرا معلول اوضاع خاص اجتماعی دیگر است.
آیا تشریع ازدواج موقت برای تأمین هوسرانی است؟
اما بخش دوم. در هر چیزی اگر بشود تردید کرد، در این جهت نمی توان تردید کرد که ادیان آسمانی عموماً بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده اند، تا آنجا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هواپرستی به صورت تحمل ریاضت های شاقه در آمده است.
یکی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی است. قرآن کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرار داده است. در اسلام آدم «ذواق» یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویی و «چشش»قرار دهد، ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است.
امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگربه این است که ریاضت و رهبانیت را مردود می شمارد، نه این که هواپرستی را جایز و مباح می داند، از نظر اسلام تمام غرایز (اعم از جنسی و غیره) باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت اشباع و ارضاء گردد. اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد.
از این رو اگر چیزی رنگ هواپرستی یا ظلم و بی عدالتی به خود بگیرد، کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.
جای تردید نیست که هدف مقنن قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله بدبختی و دربدری برای یک زن و یک عده کودک فراهم سازد.
حرمسرا در دنیای امروز اکنون ببینیم دنیای امروز با تشکیل حرمسرا چه کرده است. دنیای امروز رسم حرمسرا را منسوخ کرده است. دنیای امروز حرمسراداری را کاری ناپسند می داند و عامل وجود آن را از میان برده است. اما کدام عامل؟
آیا عامل ناهمواری های اجتماعی را از میان برده است و در نتیجه همه جوانان رو به ازدواج آورده اند و از این راه زمینه حرمسرا سازی را از میان برده است؟ خیر، کار دیگری کرده است؛ با عامل اول یعنی عفاف و تقوای زن مبارزه کرده و بزرگترین خدمت را از این راه به جنس مرد انجام داده است.
تقوا و عفاف زن به همان نسبت که به زن ارزش می دهد و او را عزیز و گرانبها می کند، برای مرد مانع شمرده می شود.
دنیای امروز کاری کرده است که مرد عیاش این قرن نیازی به تشکیل حرمسرا با آن همه خرج و زحمت ندارد. برای مرد این قرن از برکت تمدن غرب همه جا حرمسراست.
مرد این قرن برای خود لازم نمی داند که به اندازه هارون الرشید و فضل بن یحیی برمکی پول و قدرت داشته باشد تا به اندازه آنها جنس زن را در نوع های مختلف و رنگ های مختلف مورد بهره برداری قرار دهد..
منع خلیفه از ازدواج موقت
ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است؛ سایر رشته های فقهی اسلامی آن را مجاز نمی شمارند.
من به هیچ وجه مایل نیستم وارد نزاع اسلام برانداز شیعه و سنی بشوم. در اینجا فقط اشاره مختصری به تاریخچه این مسأله می کنم.
مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم ص در برخی از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور می افتادند و در ناراحتی به سر می بردند به آنها اجازه ازدواج موقت می داده است.
و همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود نکاح منقطع را تحریم کرد.
خلیفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنین گفت: «دو چیز در زمان پیغمبر روا بود، من امروز آنها را ممنوع اعلام می کنم و مرتکب آنها را مجازات می نمایم: متعه زن ها و متعه حج»
گروهی از اهل تسنن عقیده دارند که نکاح منقطع را پیغمبر اکرم ص خودش در اواخر عمر ممنوع کرده بود و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف پیغمبر اکرم ص بوده است.
ولی چنانکه می دانیم عبارتی که از خود خلیفه رسیده است، خلاف این مطلب را بیان می کند.
توجیه صحیح این مطلب همان است که علامه کاشف الغطاء بیان کرده اند.
خلیفه از آن جهت به خود حق داد این موضوع را قدغن کند که تصور می کرد این مسأله داخل در حوزه اختیارات ولی امر مسلمین است؛ هر حاکم و ولی امری می تواند از اختیارات خود به حسب مقتضای عصر و زمان در این گونه امور استفاده کند.
به عبارت دیگر، نهی خلیفه نهی سیاسی بود نه نهی شرعی و قانونی. طبق آنچه از تاریخ استفاده می شود، خلیفه در دوره زعامت، نگرانی خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت یافته اسلامی و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمی کرد؛ تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه بود؛ به طریق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمانان قبل از آن که تربیت اسلامی عمیقاً در آنها اثر کند ناراضی بود و آن را خطری برای نسل آینده به شمار می آورد، و بدیهی است که این علت امر موقتی بیش نبود.
و علت این که مسلمین آن وقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت سیاسی و موقتی تلقی کردند نه به عنوان یک قانون دائم، والا ممکن نبود خلیفه وقت بگوید پیغمبر چنان دستور داده است و من چنین دستور می دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند.
ولی بعدها در اثر جریانات بخصوصی «سیره»خلفای پیشین، بالاخص دو خلیفه اول یک برنامه ثابت تلقی شد و کار تعصب به آنجا کشید که شکل یک قانون اصلی به خود گرفت.
لهذا ایرادی که در اینجا بر برادران اهل سنت ما وارد است بیش از آن است که بر خود خلیفه وارد است.
امام علی علیه السلام می فرمایند : اگر عمر ازدواج موقت را حرام نکرده بود ، کسی زنا نمی کرد مگر بدبخت ترین انسانها .
البته قانون( صیغه) برای مردانی که احتیاجی ندارند وضع نشده است،
1.همچنانکه امام کاظم ع به علی بن یقطین فرمود:
سأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع عَنِ الْمُتْعَةِ فَقَالَ وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ فَقَدْ أَغْنَاكَ اللَّهُ عَنْهَا ...
از امام کاظم (ع) در مورد مُتْعه (ازدواج موقت) سوال شد. حضرت فرمود: تو با مُتعه چه کار داری!؟ خدا تو را از آن بی نیاز کرده است. (یعنی همسر داری) ...
روضه المتقین، ج ٨، ص ۴٧٨ {حسن کالصحیح}
https://goo.gl/Zt61vB
مرآة العقول، ج ٢٠، ص ٢٣٢ {حدیث حسن}
https://goo.gl/nH8ABT
2.حضرت محمد (ص) :
إنَّ اللّه‏َ عَزَّوجلَّ یُبغِضُ أو یَلعَنُ كُلَّ ذَوّاقٍ مِنَ الرِّجالِ، وكُلَّ ذَوّاقَةٍ مِن النِّساءِ
خداوند دشمن مى دارد و لعنت مى كند مردى را كه دلش مى خواهد مرتب زن عوض كند و زنى را كه دلش ‍مى خواهد مرتب شوهر عوض كند.
روضه المتقین، ج ٩، ص ۴ {موثق كالصحيح}
https://goo.gl/uKGn2j
3.امام کاظم (ع) :
لا تُلِحُّوا عَلَى المُتعَةِ، إِنَّمَا عَلَيكُم إِقَامَةُ السُّنَّةِ، فَلا تَشتَغِلُوا بِهَا عَن فُرُشِكُم وَحَرَائِرِكُم، فَيَكفُرنَ وَ يَتَبَرَّينَ وَ يَدعِينَ عَلَى الآمِرِ بِذَلِكَ وَ يَلعَنُونَا
 بر ازدواج موقت اصرار نورزيد. همانا بر شماست حفظ سنّت پيامبر (ص) .
پس با اين کار از زندگی خود و همسران خود رو بر نگردانيد. تا آنها کفر بورزند و تبّری بجويند و بر اَمر کننده به اين کار نفرين و بر ما لعنت بفرستند.
روضه المتقین، ج ٨، ص ۴٧٨ (قوی کالصحیح)
https://goo.gl/hcirnm
4. سأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُتْعَةِ فَقَالَ هِيَ حَلَالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ يُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِيجِ فَلْيَسْتَعْفِفْ بِالْمُتْعَةِ، فَإِنِ اسْتَغْنَى عَنْهَا بِالتَّزْوِيجِ فَهِيَ مُبَاحٌ لَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا
«از امام كاظم (ع) درباره متعه سوال شد. امام فرمود : مُتعه حلال است براى فردى كه خداوند او را با ازدواج دائم بى نياز از متعه نكرده باشد؛ چنين كسى با متعه كردن پاكدامنى خويش را حفظ كند.
و اما اگر با ازدواج دائم از مُتعه بى نياز است پس متعه در صورتى كه از همسرش دور باشد بر او جايز است.»
وسائل الشيعة، ج ٢١، ص ٢٢
https://goo.gl/wazoFE
روضه المتقین، ج ٨، ص ۴٧٨ {قوی کالصحیح}
https://goo.gl/jKqaZM
نکته : اگر ضمن عقد ازدواج، شرط عدم ازدواج مجدد شده باشد، شرط صحیح، و در هر صورت وفای به عهد واجب است. {سوره مائده آیه ١}
در صورتی که زوج همسر دیگری (دائم یا موقت) اختیار کند، زوجه حق درخواست طلاق خواهد داشت.
ماده ١١١٩ قانون مدنی
بند ١٠ ماده ٨ قانون حمایت خانواده
5 . سأَلْتُ‏ أَبَا اَلْحَسَنِ (ع)‏ عَنِ اَلْمَرْأَةِ اَلْحَسْنَاءِ اَلْفَاجِرَةِ هَلْ يَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَمَتَّعَ مِنْهَا يَوْماً أَوْ أَكْثَرَ فَقَالَ إِذَا كَانَتْ مَشْهُورَةً بِالزِّنَا فَلاَ يَتَمَتَّعْ مِنْهَا وَ لاَ يَنْكِحْهَا
از امام کاظم (ع) سوال شد : آیا می شود زن زیبا که زناکار است را یک روز یا بیشتر صیغه کرد؟
فرمودند : اگر مشهور به زنا است آن را متعه نکن و با او ازدواج نکن.
روضه المتقین، ج ٨، ص ۴٧٣ {قوی کالصحیح}
https://goo.gl/XUGwVa
مرآة العقول، ج ٢٠، ص ٢٣۶ {حدیث موثق}
https://goo.gl/v2CTQE
شهید_مطهری :
آنجا که ائمه اطهار، مردان_زن_دار را از این کار (ازدواج موقت) منع کرده‌اند، به‌ اعتبار حکمت اولی این قانون است
خواسته‌اند بگویند: این قانون برای‌ مردانی که احتیاجی ندارند وضع نشده است.
اما آنجا که عموم افراد را تشویق کرده‌اند بخاطر حکمت ثانوی‌ آن یعنی "احیاء سنت متروکه" بوده است.
هرگز مقصود قانون گذار از تشریع این قانون و منظور ائمه از ترغیب به آن،‌ این نبوده است که وسیله هوسرانی و هواپرستی و حرمسرا سازی برای حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگی برای عده‌ای‌ زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست فراهم کنند.
https://goo.gl/U47taA
اینکه مردم ما به نام این قانون سوء استفاده‌ می کنند، ربطی‌ به قانون ندارد.
لغو این قانون، جلوی سوء استفاده‌ها را نمی گیرد بلکه‌ شکل آنها را عوض می کند. به علاوه صدها مفاسدی که از خود لغو قانون‌ بر می خیزد.
ما نباید آنجا که انسانها را باید آگاه کنیم به دلیل عدم لیاقت در اصلاح انسانها به جان مواد قانونی بیفتیم، انسانها را تبرئه کنیم و قوانین را مسئول بدانیم ..
نظام حقوق زن در اسلام، ج ۱، ص ۸۲ ـ ٨٣ ـ ۵٨
https://goo.gl/2Vony7
و اما آنجا که عموم افراد را ترغیب و تشویق کرده اند، به خاطر حکمیت ثانوی آن یعنی «احیای سنت متروکه»بوده است زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان برای احیاء این سنت متروکه کافی نبوده است.
این مطلب را به طور وضوح از اخبار و روایات شیعه می توان استفاده کرد.
به هر حال آنچه مسلم است این است که هرگز منظور و مقصود قانونگذاری اول از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار ع از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است که وسیله هوسرانی و هواپرستی و حرمسراسازی برای حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگی برای عده ای زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست فراهم کنند.
و در آخر نتیجه ی که می شود از مطالب فوق (دیدگاه شهید مطهری ) گرفت:
صیغه برای ایندوتاست:
الف.صیغه برای مجرد یکه عاجز از ازدواج دائم هست.
ب. وبرای مردی هم که ازدواج کرده ولی به هردلیلی به همسرش دسترسی نداره مثلا همسرش بیماره یا مسافرت و... اگه نیاز داشته باشه:
- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْمُخْتَارِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُخْتَارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِيِّ جَمِيعاً عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُتْعَةِ فَقَالَ هِيَ حَلَالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ يُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِيجِ فَلْيَسْتَعْفِفْ بِالْمُتْعَةِ فَإِنِ اسْتَغْنَى عَنْهَا
بِالتَّزْوِيجِ فَهِيَ مُبَاحٌ لَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا.
ازمتعه سوال کردم حضرت فرمود این حلال هست برای کسیکه ازدواج نکرده ویا اگر ازدواج کرده همسرش غائب هست ودسترسی نداره
برای مردیکه فقط برای هوا و هوس بره سراغ صیغه مذمت شده:
إنَّ اللّه‏َ عَزَّوجلَّ یُبغِضُ أو یَلعَنُ كُلَّ ذَوّاقٍ مِنَ الرِّجالِ، وكُلَّ ذَوّاقَةٍ مِن النِّساءِ.
خداوند دشمن مى دارد و لعنت مى كند مردى را كه دلش مى خواهد مرتب زن عوض كند و زنى را كه دلش ‍ مى خواهد مرتب شوهر عوض كند.
شهید مطهری (ره) نیز فرمودند:
در اسلام آدم " ذواق " یعنی كسی كه هدفش اینست كه زنان گوناگون را مورد كامجوئی و " چشش " قرار دهد، ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است.
پایان

ازدواج_موقت_از_نگاه_شهید_مطهری_ جلسه سوم