145 Views
2018 Jan 23religious
img

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


با سلام وخداقوت:



1خلیفه کیست؟


مجمع البیان:


. شیخ طبرسی شکی نیست ک منظور از خلیفه ، آدم است.

حسن بصری: فرزندان آدم ( جانشین پدران خود هستند)

 زمخشری :

حضرت آدم (ع)

 پیامبراکرم (ص):

آنگاه خداوند تبارک و تعالی آدم را آفرید ومارا در صلب او ب ودیعه نهاد و به ملائکه فرمان داد تا در مقابل او، برای تعظیم وتکریم ما سجده کنند واین سجده ، عبادت برای خدا واکرام واطاعت برای آدم بود از آن جهت ک ما در صلب او بودیم .

 (مجلسی 1402 ق .ج18، ص 346 )

ابن مسعود:

 خداوند سه نفر را در قرآن خلیفه معرفی کرده : حضرت آدم ، حضرت داود

 « يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ (﴿شعرا: 26﴾)»

وحضرت علی (ع) که راجب او می فرماید:

 « لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ﴿نور: 55﴾ »

 (تفسیر آسان – محمد جواد نجفی خمینی )

حضرت علے (ع) نیز در جلد یک نورالثقلین حدیثي به همین مضمون دارند با این تفاوت که هارون خلیفه ے حضرت موسی ع را نیز ذکر کرده اند.

 (تفسیر آسان- محمد جواد نجفی خمینی )

 المیزان – علامه طباطبائی :

 خلافت اختصاص به شخص حضرت آدم ع ندارد وفرزندان او نیز در این مقام با وی مشترکند و دلیل این ادعا آیه :

« ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ ﴿يونس: ١٤﴾ »

خلیفه به معنای نماینده است یعنی نمایاننده خدای متعال ومقام خلافت تمام نمیشود مگر به اینکه خلیفه ، نمایشگر مستخلف باشد.

نمونه- مکارم شیرازی :

خلیفه به معنی جانشین و منظور انسان است .

 کمالدین –شیخ صدوق :

خلافت خداوند عصمت را ایجاب می کند وخلیفه جز معصوم نیست.

تفسیر هدایت – مترجمان :

خداوند می خواست کسانی را بیافریند که در پی گذشتگان در زمین ساکن شوند .

پرتویی از قرآن –سید محمود طالقانی :

 حضرت آدم بوده وبا تعلیم اسما به مقام خلافت رسیده .

تفسیر نور –محسن قرائتی:

خلیفه کسی که عادل باشد نه فاسد خونریز

 «...أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ... ﴿البقرة: ٣٠﴾ »

همه شایسته نیستن چون برخی با اعمال خود از حیوان هم پست تر می شوند

«..كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ..﴿الفرقان: ٤٤﴾»

معارف قرآن –مصباح یزدی:

آیه دلالتی بر انحصار خلافت به حضرت آدم ع ندارد پس اجمالا می توان گفت خلافت خدا ، منحصر به حضرت آدم نیست و در میان نوع انسان ، افراد دیگری یافته می شوند که به آن مقام میرسند ، به یک شرط و آن هم « علم به اسماء » است .

2ملاک خلافت چیست؟

 نور-قرائتی :

خلیفه باید عادل باشد نه فاسق و فاسد

«أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا»

 المیزان- طباطبایی:

مقام خلافت همانطور که از نام آن پیداست ، تمام نمیشود مگر به اینکه خلیفه نمایشگر مستخلف باشد و تمامیه شئون وجودی و آثارو احکام و تدابیر اورا حکایت کند مانند علم به اسماء .

 معارف قرآن – مصباح یزدی :

علم به اسماء

 پرتویی از قران ، طالقانی:

تعلیم اسماء

بانو امین :

انسان نسبت به سایر موجودات برتر است وجامع وکامل است به همین دلیل خلیفه الهی می شود .

آیه 55 سوره نور :

 ایمان

عمل صالح

 « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ... ﴿النور: ٥٥﴾»

3مستخلف عنه کیست؟

 مجمع البیان

شیخ طبرسی : الف . خدا ب. ساکنان قبلی زمین (فرشتگان ، جنیان)

حسن بصری : پدران آدم

 فیض کاشانی ، رشید رضا ، حویزی ، فخر راضی :

فرشتگانی که جن های خونریز را سرکوب کردن وبجای آنان ساکن شدن

 المیزان:

خدا

 فرشتگان را به دو دلیل رد میکند

 لازمه ی زمینی بودن غضب و شهوت و تضاد است ولی فرشتگان معصومند

علت اعطای مقام خلافت به آدم عدم ظرفیت وشایستگی فرشتگان بود .

نمونه :

خدا

 نور :

خدا

تفسیر هدایت :

ساکنان قبلی زمین که نابود شده بودند

پرتویی از قرآن –طالقانی :

عنوان خلیفه ، تحول وتکامل رو میرساند که شاید جهش نوعی باشد ونظر به آغاز و چگونگیه خلقت حضرت آدم نیست بلکه صریح آیه این است که آدم بوده و با تعلم اسما به مقام خلافت رسیده .

معارف قرآن مصباح یزدی :

خداوند- به دو دلیل:

همین که خدا به فرشتگان می فرماید«من» خلیفه قرار خواهم داد بی آنکه بگوید خلیفه به جانشینی چه کسانی ، خود این ظهور دارد که خلافت از من (خدا) می باشد .

اگر صرفا مساله ی جانشینی از کس دیگر بود ، دیگر چه نیازی بود که فرشتگان بر لیاقت خود تاکید کنند پس آنان به رسیدن به مقام ارجمندی طمع داشتند و آن چیزی جز خلافت الهی نمیتواندبود .

4منظور از «اسما ء» چیست؟

مجمع البیان :

امام صادق ع : نام زمین ها ، کوه ها ، دشت ها ، دره ها، پدیده ها ، موجودات ، فرشتگان و فرزندگان آدم وهمچنین فواید و امتیازات این نام ها .

ابن عباس وسعید بن جبیر : همه ی صنایع و رشته ها ی علمی مربوط به آن ، دانش ورموز کشاورزی و درختکاری و تمامی امور مربوط به دین و دنیای فرد و جامع .

علی بن عیسی : همه ی زبان ها و فرهنگ ها

قتاده: منظور از اسم ها ، معانی و حقیقت آن هاست زیرا بدهی است فضیلتی درالفاظ واسامی نیست جز به اعتبار معنی و حقیقت آنها .

حویزی :

فایده ، ویژگی ها ، نام های حیوانات و کارایی آنها .

 امام رضا ع:

نام های مبارک چهارده معصوم ع .

تفسیر نورالثقلین و کماالدین صدوق :

 نام اولیا

تفسیر نور :

 نام همراه محتوی

 اسرار عالم

المیزان :

اسماء نام برده ، موجوداتی زنده و دارای عقل بوده که در پس پرده غیبت قرار داشته اند و موجوداتی عالی و محفوظ نزد خدا بوده اند که خداوند با خیر وبرکت انها هر اسمی را نازل کرد و هرچه در آسمان وزمین است ، از نور وبهای آنها مشتق شده است.

پس آنها حقایق و موجوداتی خارجی بوده اند نه مفاهیم که ظرف وجودشان تنها ذهن است .

 تفسیر هدایت :

 شاید مقصود از اسماء علوم بوده است .

معارف قران مصباح یزدی :

وقتی خدا مستخلف عنه باشد ، خلیفه باید کارهای خدایی کند و در آنچه مربوط به حوزه خلافت اوست ، علم داشته باشد پس باید هم خدا و صفات او را بشناسد هم مخلوقات را تا بداند وظیفه اش را نسبت به آنها چگونه انجام دهد .

 پس مراد از اسما هم اسماء خدا و هم مخلوقات است . این وجه ، جمع بین دو دسته روایتی است که یکی ناظر به اسما ودیگری ناظر به مخلوقا ت است .

5علت برتری آدم چیست؟

مجمع البیان:

علم به اسماء

نور :

علم به اسماء

امام صادق ع :

از امام صادق ع سوال شد که فرشتگان با فضیلت ترند یا بنی آدم ؟

 امام فرمودند: امیر المونین ع فرمودند خدای عزوجل ملائکه را از عقل بدون شهوت، چارپایان را از شهوت بدون عقل و بنی آدم را از عقل وشهوت سرشت، پس هر انسانی که عقلش بر شهوتش غلبه کند پس او برتر از فرشتگان است و هر انسانی شهوتش بر عقلش چیره شود ، پس او از چارپایان پست تر است .

 (علل الشرایع شیخ صدوق )

خداوند:

در سوره ص از آیات 71 تا 76 علت سجده ملائکه به انسان را همان نفخ روح خویش میداند و نیز اضافه میفرماید که من ادم را به دو دست خود آفریدم که منظورهمان تجلیات جمیع صفات جمالیه و جلالیه است .

6چرا خداوند جانشین می خواست ؟

 نور:

جانشینی انسان بخاطر نیاز وعجز خداوند نیست بلکه بخاطر کرامت وفضیلت رتبه ی انسانیت است .

  نظام آفرینش بر اساس واسطه هاست یعنی با اینکه خداوند مستقیما قادر به انجام هر کاری است ولی برای اجرای امور ، واسطه هایی را قرار داده است .

7چرا خداوند قبل از خلقت آدم به ملائکه خبر داد ؟

نور :

انسان مخلوق ویژه ای هست که ساخت مادی آن به بهترین قوام بود

 «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿التين: ٤﴾»

 و در او روح خدایی دمیده شد و بعد از خلقت او ، خداوند به خود تبریک گفت .

چند مطلب را میتوان به دست آورد

اینکه آنها را امتحان کند که چه واکنشی در مقابل این امر الهی دارند و میزان خلوص و تواضع آنها مشخص شود.

به منظور آگاه ساختن آنها از اینکه موجودی برتر از آنها وجود دارد که می تواند اشرف مخلوقات و متصف به صفات الهی شود

8- ملائکه از کجا فهمیدن انسان اهل فساد است ؟

تفسیر آسان – محمد جواد نجفی خمینی:

ملائکه از عنصر بشر دریافتند که او دارای شهوت های نفسانی و غضب خواهد بود و از حال افراد سابق از حضرت آدم ع درک نموده بودند که شهوت و غضب منشاء فساد و ریختن خون ها خواهد شد

نور:

از طریق اخبار الهی

مشاهده ی انسان های قبل از حضرت آدم ع ( در عوالم دیگر یا در همین عالم )

پیش بینی صحیحی که از انسان خاکی ومادی و تزاحم های طبیعی آنها داشتند

 المیزان :

-آنها می دانستند که موجود زمینی بخاطر مادی بودنش باید مرکب از قوای غضب و شهوت باشد .

-جهان مادی محدود است بنابراین پر برخورد خواهد بود .

-زندگی انسان بر تعاون و اجتماع استوار است در نتیجه این نحو زندگی به فساد و خونریزی منجر میشود .

 مخزن العرفان :

خدا ملائکه را از آینده خبر داده بود .

مجمع البیان :

از دیدن انسان های قبلی ساکن در زمین .

امام صادق ع :

چنان کسانی را (فرشته ها) دیده بودند.

9 ملائکه سوال کردند یا اعتراض؟

المیزان :

ملائکه از امری که بر ایشان مجهول بوده است ، سوال کردند . خواسته اند اشکالی را که در مسئله ی خلافت یک موجود زمینی به ذهنشان رسیده ، حل کنند نه اینکه در کار خدای تعالی چون و چرا و اعتراض کرده باشند .

نمونه :

فرشتگان برای درک حقیقت سوال کردند واعتراضی در کار نبوده است.

10چرا خدا از ملائکه اسماء را پرسید ؟

نور:

برای روشن کردن دیگران ، بهترین راه ، برگزاری امتحان و به نمایش گذاشتن تفاوت ها و لیاقتهاست.

المیزان :

 چون لازمه این مقام دانستن اسماء بود و به وسیله سوال از اسماء ، لیاقت آدم برای حیازت این مقام ثابت گردید .

 ان شاءالله مورد استفاده دوستان محترم قرار گرفته باشد

از همراهی شما عزیزان سپاسگزاریم


بررسی- سوال - خلقت- انسان- تفاسیر