121 Views
2018 Mar 11religious
img

 



    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

     السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز و محترم و همراهان گرامی



در جهان ما نظم برقرار است.
هر نظمی،ناظمی دارد.
ناظم جهان،خداست.


بنابر عبارت فوق لازم است سه مورد ثابت شود.
اول اینکه در جهان نظم برقرار است.
دوم اینکه هر نظمی،ناظمی دارد.
سوم اینکه ناظم جهان،خداست.


ابتدا باید دید اینکه میگوییم((جهان منظم است))چه معنی میدهد!!؟
آیا به معنی چینش زیباست!!؟
آیا به معنی عدم وجود شر است!!؟
و یا معنی دیگری میدهد.


منظم بودن،اصولا به معنی((قابل پیش بینی بودن))است.یک اتاق منظم را بدین خاطر منظم میدانیم که در چنین اتاقی هر چیز در جای خاصی که پیش‌بینی میشود قرار دارد.کتاب در کتابخانه است،لباس داخل کمد است،جواهرات درون جعبه است و...
اما اتاقی را بی‌نظم میدانیم که مکان اشیاء آن غیرقابل پیش بینی باشد.مثلا در آن اتاق، جوراب زیر فرش باشد،کتاب ها روی زمین باشند!،لباس ها داخل کتاب خانه باشند و...  چنین اتاقی به دلیل غیرقابل پیش بینی بودن مکان اشیاء،برایمان آزار دهنده است.
.
در اتاق منظم،هرچیز جای ثابتی دارد.
جهان منظم نیز مطابق قوانین ثابتی رفتار میکند.جهان ما بنابر همین منظم بودن است که قابل پیش بینی است.چرا که قوانین خاصی بر جهان حاکمند که جهان خلاف آنها عمل نمیکند.


بی‌نظمی،حالتی است که هیچ چیز تعیین نشده باشد،برهمین اساس در حالت بی‌نظمی از هرچیز ممکن است هر رفتاری سر بزند.به عبارتی در حالت بی‌نظمی،همه‌چیز غیرقابل پیش‌بینی است.
در جهان چنین حالتی وجود ندارد و قوانینی بر جهان حاکم هستند که جهان از آنها سرپیچی نمیکند. پس ما تماما شاهد نظم هستیم و میدانیم هرچیز قابل پیش‌بینی است مگر اینکه ناتوانی در پیش‌بینی کردن،((از ضعف خود ما))باشد.
نظم جهان به حدی قطعی است که قطعی‌ترین نتایج را از آزمایشات تجربی به دست می آورند.
.
نکته:نقص علم_که پیوسته کاملتر میشود_به معنی نقص نظم نیست. نقص علم به دلیل نقص نتیجه‌ گیری‌ های دانشمندان است.
هرچیز با نقطه‌ی مقابل خود شناخته میشود.گفتیم جهان تماما منظم است.حال ممکن است سوال پیش بیاید که نظم را چگونه شناختیم درصورتیکه ادعا میکنیم"بی‌نظمی وجود ندارد" ؟بی‌نظمی را هم درک کرده‌ایم؛بی‌نظمی همان نظم بود که زمانی به دلیل کمبود پیشرفت،آنرا غیرقابل پیش‌بینی و بی‌نظم میدانستیم و بعداز مدتی بی‌نظمی‌ های خیالی‌مان فرمول ها و حقایقی کشف میشد که گواه بر نظم آن وقایع میدادند.


کسی که ادعا میکند در جهان ما نظم برقرار نیست،باید منکر قوانین حاکم برجهان(قوانین فیزیک و شیمی)شود.
هیچ عقل سالمی نیامده قوانین کشف شده توسط فیزیک و شیمی را انکار کند.
این نظم تا جایی قطعی بوده و هست که دانشمندان هم‌اکنون میدانند که هر‌آنچه که کشف نکرده اند نیز از نظم پیروی میکند،لذا بر گسترش علم در تلاش اند.


از آنجا که پشتوانه‌ی تمامی نتیجه‌گیری ها،وجود نظم است،انکار نظم،انکار همه‌چیز است.
شخص انکار کننده‌ی نظم،به ندانم‌گرایی مطلق دچار میشود! یعنی در مورد هیچ چیز،هیچ چیز نمیداند!!!!
لذا کسی که منکر نظم باشد،نمیتواند ادعا کند که((خدا وجود ندارد))!!  چراکه او از جهان به نبود خدا پی برده.
آیا جهانی که خالق و ناظمی ندارد قابل اعتماد است!!!!؟(قطعا نه)   اگر طراحی نشده است پس چطور به آن اعتماد میکنید؟(اعتماد کاملا بی‌اساس)
"ملحدان سعی دارند بر اساس جهان‌مان،وجود خدا را رد کنند! جهان یا قابل استناد نیست و یا اگر هست،نمیتواند عدم وجود خدا را نتیجه بدهد چون همین قابل استناد بودنش،برهانی برای وجود خداست"


مارتینز هیولت _ زیست شناس  معاصر آمریکایی _ میگوید:
من فکر میکنم "علم "بدون آنکه  حتی درک شود، بر مبنای "ایمان" عمل میکند.
همین رفتن من به آزمایشگاه  و انجام آزمایش  نشاندهنده  "ایمان"  به این است که:
"نظمی وجو د دارد که من می توانم آن را مشاهده کنم".
اگر آن واقعیت نداشت،
اگر آن ایمان وجود نداشت؛
من دلیلی نمی داشتم که به آزمایشگاه  بروم.


منبع:
Science  and Spritual Quest:
Essay by Leading  Scientists (London: Routledge,2002)p.79


اینشتین می‌گوید: «هیچ‌کس شک ندارد که در پدیده‌هایی که دارای عوامل مختلفی است، روش علمی اکثراً موفق نخواهد بود ولی با وجود این ما با رابطه‌ای بر مبنای علیت روبرو هستیم که اکثر اجزای آن را می‌شناسیم. اگر نمی‌توانیم در این پدیده‌ها پیش‌بینی صحیح و دقیقی بکنیم، به دلیل تنوع عوامل آنها است نه به سبب فقدان نظم در طبیعت».
.
(Einstein, 1979: 45)کتاب((ابرفضا))نوشته ی میچیو کاکو
.
منظور انیشتین از مواردی که قابل پیش بینی نیستند ولی از نظم پیروی میکنند این است:مثلا وقتی قرار است باران ببارد،این بارش از قوانین حاکم بر جهان پیروی میکند اما ما نمیتوانیم تعداد قطراتی که میبارند را محاسبه کنیم.چراکه این محاسبه پیچیده تر از آن است که بشر قادر به انجامش باشد! و یا اینکه اگر نمیتوانیم شرایط جوی یک روز را به طور کاملا دقیق پیش بینی کنیم،بدین خاطر است که هزاران عامل هستند که شرایط جوی را تعیین میکنند و محاسبه‌ی دقیق شرایط جوی در قدرت ما نیست.
به عبارتی یک سکه را اگر به بالا  بیندازیم،بسیار چرخ میخورد تا به زمین برسد و شما نمیتوانید محاسبه کنید که این سکه نهایتا شیر می‌آید یا خط! اما چرخش سکه دقیقا از نظم پیروی میکند و این غیرقابل پیش بینی بودن،ناشی از((ضعف بشر))است.
پس ضعف انسان در پیش‌بینی برخی رخدادها،به هیچ وجه به معنی بی‌نظمی در آن رخدادها نیست.


یکی از مواردی که برخی فکر میکنند وجود نظم توسط آن رد شده،((اصل عدم قطعیت))است.
اصل عدم قطعیت چه میگوید؟
((تکانهٔ ذره به مقداری متناسب با دقتِ اندازه‌گیری مکان، در عدم قطعیت باقی می‌ماند. مقداری باقی‌ماندهٔ عدم قطعیت نمی‌تواند از حدی که اصل عدم قطعیت مشخص کرده است، کمتر شود، و مهم نیست که فرایند و تکنیک اندازه‌گیری چیست. ((این بدین معنی است که اصل عدم قطعیت مربوط به اثر مشاهده‌گر است)).
اصل عدم قطعیت اغلب اوقات به این صورت بیان می‌شود: اندازه‌گیری مکان ضرورتاً تکانه ذره را آشفته می‌کند، و بر عکس.))


فیزیک کوانتوم میگوید:

عدم قطعیت در 'مکان'
و 'اندازه حرکت'به طور جدایی ناپذیر به هم پیوسته‌اند.
اگر بخواهیم مکان ذره را بسیار دقیق پیدا کنیم اندازه حرکت ذره را از دست میدهیم.
⁉️چرا???
چون برای دانستن مکان دقیق ذره،
باید از نوری با طول موج بسیار کوتاه یا فرکانس بسیار بالا استفاده کرد.
و اینک مشکل ایجاد میشود
انرژی فوتون وابسته به فرکانسش هستE=hf
ثابت تناسب ثابت پلانک هست
میبینیم که برای دانستن بسیار دقیق مکان ذره باید نوری با فرکانس بسیار بالا را به کار ببریم.
اما فوتون های چنین نوری با فرکانس بالا


بسیار پر انرژی هستند و سامانه کوانتومی را دچار تکانی بزرگ میکنند.
از طرف دیگر اگر بخواهیم اندازه حرکت را با دقت بالا اندازه گیری کنیم، باید سامانه را تکان بسیار کوچکی بدهیم و این یعنی فرکانس کم
و فرکانس کم، یعنی طول موج بلند
و این به معنای عدم قطعیت بزرگی در مکان ذره.

منبع: کتاب((جهان کوانتومی نوین
تونی هی پاتریک والترز))


اصل عدم قطعیت به ما میگوید بعضی کمیت ها را نمیتوان با دقت دلخواه اندازه گیری کرد. چرا که اقدام ما برای اندازه گیری این کمیت ها،منجر به تغییر در اندازه آنها میشود.
.
مثل این است که بگوییم جوجه تیغی ها نمیتوانند((میزان لذت حاصل از خوابیدن روی تشک بادی))را اندازه گیری کنند.چون به محض اینکه برای این اندازه‌گیری بخواهند روی تشک بادی بخوابند،تشک سوراخ شده و همه‌ی محاسبات تغییر میکند.  اقدام آنها برای اندازه گیری،روی چیزی که میخواهند اندازه‌اش را بگیرند،اثر میگذارد.این یعنی((اثر مشاهده گر)).


 تشک از نظم پیروی میکند. توانایی یا ناتوانی جوجه تیغی ها در اندازه‌گیری((لذت حاصل از خوابیدن روی تشک بادی))،تغییری در قضیه ایجاد نمیکند.


پس چیزی که روشن و واضح است این است که((جهان قطعا منظم است)).


لحظه برخورد بک قطره با سطح آب و اتفاقات زیبای بعد آن واقعا از این پیچیدگی و دقت باید فهمید که چقدر جهان منظم و دقیق است


نمونه‌هایی ناچیز از نظم جهان هستی که حاصل قوانین محکم آن است

منظم بودن جهان اثبات شد.
اما آیا هر نظمی،ناظمی دارد؟؟!!


انسانها همیشه به دنبال کشف قوانین حاکم بر جهان بودند چون به وجود((قانون گذار))باور داشتند.
.
مگر میشود قانون باشد اما قانون‌گذار نباشد!!!؟
.
قانون،دستور است.
مگر میشود دستور باشد ولی کسی این دستور را نداده باشد!!؟
فکر اینکه تنها((دستور))باشد و دستور دهنده نباشد،خنده‌آور است.


این عقیده که میگوید((قوانین طبیعی باعث شکل‌گیری جهان ما شدند))،در واقع دارد میگوید((دستورات موجب شکل‌گیری جهان ما شدند)).درست هم هست،اما دستورات را چه کسی صادر کرده؟؟
سوال بالا،از محدوده‌ی علوم تجربی خارج است.علوم تجربی،قانون را شناسایی کرده و از آن بهره میبرد و با قانون گذار کاری ندارد. برای علوم تجربی اصلا تفاوتی نمیکند که قانون‌گذار باشد یا نباشدبرایش تنها این مهم است که((قانون هست)).


ممکن است بگویید((هر نظمی هم ناظم ندارد!! مثل مدرسه.بچه ها خود میتوانند از یک سری قوانین پیروی کنند و منظم باشند،بدون اینکه ناظمی درکار باشد)).
بچه ها که اختیار و اراده دارند،بله. اما جهان که فاقد اختیار است چطور؟.
آیا ادعا میکنید که((هیچ اراده ای پشت این نظم نیست))!؟
اولا اگر اراده ای پشت این نظم نباشد،این نظم اصلا برقرار نمیشود
دوما اگر اراده ای پشت این نظم نیست،برفرض محال که این نظم برقرار شد،،قاعدتا باید به راحتی بشکند.

قبول داریم که اراده داریم
و قبول داریم که دهر اراده ندارد
و قبول داریم که با اینکه اراده داریم، هیچ تسلطی بر دهر نداریم
پس آیا فکر نمیکنیم که دهر تحت تسلط اراده ای برتر است؟؟؟
که در غیر اینصورت،بی ارادگی دهر برتر از اراده ی ماست!!!!!
.
به راستی چه کسی قوانین حاکم بر جهان را تعیین کرده؟؟
اگر پاسخ‌تان خداست،حرفی نیست.
اما اگر معتقدید که((دهر))این قوانین را تعیین کرده،این یعنی که دهر،شعور دارد! پس همان خداست! منتها خداباوران به آن میگویند((خدا))و ملحدان به آن میگویند((دهر)).
.
مهم این است که در نهایت مجبور هستیم بگوییم که((تعیین کننده‌ی قوانین،شعور دارد)).



اگر بخواهیم هرچیز را به جای خداوند،به عنوان ناظم بپذیریم،این چیز باید دو ویژگی را دارا باشد:
۱_تعیین نشده باشد
۲_تعیین کننده باشد
.
خداباوران و بیخدایان برای منشا هستی بر سر اصل اول توافق دارند.هر دو گروه به چیزی باور دارند که((تعیین نشده))؛این چیز تعیین نشده از نظر بیخدایان،قوانین طبیعی است و از نظر خداباوران،خداست.
.
هر دو گروه(خداباوران و بیخدایان)بر سر اصل دوم نیز توافق دارند!!!!!
خداباوران میگویند این((تعیین کننده))اختیار دارد و هرچه بخواهد تعیین میکند.
اما بیخدایان میگویند این((تعیین کننده))اختیار ندارد و فقط یک چیز میتواند تعیین کند!!!!  (قوانین طبیعی را مجبور میدانند)


باید از ملحد پرسید:این چجور تعیین کننده‌ای است که در انتخابش مجبور است!؟؟
چرا یک انتخاب بیشتر ندارد؟
اگر مجبور است،چه کسی آنرا مجبور کرده؟؟
و اگر مجبور نیست پس مختار است.خب این که همان خداست!!!


پس نظم جهان حاصل اراده‌ی یک شعور(خدا)است.


به عبارتی،شعوری که نظم را برقرار ساخته را خدا میگوییم.


ملحدان برای اینکه بگویند((نظم جهان،ناظمی ندارد))دستاویز پوشالی دارند که لازم است به آن بپردازم...
این دستاویز پوشالی،تصادفی بودن نظم می‌باشد!!


ممکن است بگویید((نظم میتواند تصادفی باشد)).
تصادف،رخدادی است که در وقوع آن هیچ موجود هوشمندی دخالت نداشته باشد،و یا اگر دخالت هم داشته باشد،از هوش خود استفاده نکند(مثل قرعه کشی به وسیله‌ی گردونه،که موجود هوشمندی مثل انسان انجامش میدهد اما هوش او در این رخداد نقشی ندارد و برنده به طور تصادفی مشخص میشود)
تصادف،نتایج مختلفی به دست میدهد.
نمیشود که تصادف هردفعه منجر به نظم شود.
مثل این است که یک تاس هردفعه عدد۶بیاورد و ادعا کنید که این۶آوردن تاس تصادفی است!!! چنین ادعایی احمقانه است.  اگر تصادف گاهی منجر به نظم میشود،باید درمواردی منجر به بی نظمی نیز بشود؛اما سراغی از بی نظمی نداریم. تماما نظم است و خبری از بی نظمی نیست.

نمیتوان گفت که نظم نتیجه‌ی تصادف است! چرا که تصادف زاییده‌ی نظم است.  اگر نظم زاییده‌ی تصادف بود،یک بار سیب از درخت به پایین می‌افتاد و بار دیگر از درخت به بالا می‌افتاد!(تصادفی است دیگر)اما اینگونه نیست.  همین تصادف که ملحدان ادعا میکنند علت نظم است،خودش معلول نظم است. وقتی با چشم بسته دارت پرتاب میکنیم(بطور تصادفی پرتاب میکنیم)،قوانین ثابت جهان باعث میشوند دارت‌های پرتاب شده،بطور تصادفی به تخته‌ی دارت یا خارج از تخته‌ی دارت برخورد کنند
پس نظم حاصل تصادف نیست.



تمامی تصادفات از قوانین حاکم بر جهان(از نظم)پیروی میکنند.پس تصادف،زاییده‌ی نظم است نه اینکه نظم،زاییده‌ی تصادف باشد.
.
تصادف زاییده‌ی نظم است.نظم،زاییده‌ی چیست؟طراح.


پس جهان منظم ما قطعا ناظمی دارد و همچنین اثبات شد که این ناظم،شعور،اراده و اختیار دارد و خداست.


سوالی که پیش می آید این است:از کجا معلوم خدایی که از نظم به او پی میبریم،همان خدایی باشد که از علیت استنباط میشود؟


توجه داشته باشید که ناظم برای جهان ما قوانینی تعیین کرده.
تعیین قانون بر چیزی به معنی تسلط بر آن چیز است.
پس بر چیزها تسلطی است.
فقط کسی بر چیزها تسلط دارد که خودش آنها را خلق کرده باشد،چرا که وقتی چیزی توسط خالق از هیچ به‌وجود آید،هیچ پشتوانه‌ای جز خالق خود ندارد و وابستگی کامل به خالق خود دارد.


و تنها کسی که چیزها را((از هیچ))می‌آفریند خداست.


لازم است به رابطه‌ی هدفمندی و برهان نظم هم پرداخته شود


هر کجا نظم باشد،هدفی از برقراری نظم وجود دارد.
آتئیست‌ها هدف نظم را زیر سوال میبرند.
.
سوالاتی که برای به چالش کشیدن برهان نظم مطرح میشوند،از این قرار اند:اگر جهان هدف دارد،چرا بسیاری از سیارات غیر قابل سکونت هستند!؟ چرا آتش،جنگل را میسوزاند!؟ چرا سیارات و ستاره ها با یکدیگر برخورد میکنند و نابود میشوند!؟ چرا کودکانی با نقص های مادرزادی متولد میشوند!؟ و...
.
اولا باید بگویم که سوالاتی مانند سوالات بالا،منظم بودن جهان را زیر سوال نبرده و هدف جهان را نیز زیر سوال نمیبرند.بلکه مهربانی خداوند را زیر سوال میبرند.
.
دوما چیزی که جالب توجه میباشد،این است که پرسشگر سوالات بالا به طور خودخواهانه و به صورت پیشفرض،هدف جهان را((خوشی هرچه بیشتر انسان ها))در نظر گرفته!!!  این ناشی از خودخواهی مفرط انسان است که بگوید((اگر جهان هدفی داشته باشد،این هدف قطعا باید من باشم!!!))


اگر عقلانی فکر کنیم،درصورتی که جهان ما هدفی داشته باشد،این هدف برای ناظم جهان مطلوب است نه لزوما برای ما.
ناظم جهان ما[طبق کتب آسمانی]قصد امتحان کردن انسانها را دارد. این امتحان کردن زمانی میسر میشود که در جهان هم خیر باشد و هم شر،هم درست باشد و هم نادرست(باید در یک امتحان،هم گزینه‌ی درست باشد و هم گزینه‌ی نادرست). مگر میتوان کسی را با آزمون یک گزینه ای امتحان کرد!!؟
لذا باید گزینه‌های غلطی نیز وجود داشته باشد.  پس برای امتحان کردن انسانها نمیشود جهان تماما خیر باشد؛باید شر نیز وجود داشته باشد.
.
گذشته از هدف نظم،حتی اگر نتوانیم هدفی برای جهان درنظر بگیریم،بازهم برهان نظم قادر به اثبات خداست.
اگر هدف جهان را ندانیم،از برهان نظم نتیجه میگیریم((جهان منظم ما قطعا ناظمی دارد که هدف ناظم را نمیدانیم)).


از کجا میفهمیم جهان که یک مجموعه‌ی منظم است،هدف دارد؟
گفتیم جهان به این دلیل منظم است که قانون دارد.هر قانونی قاعدتا به هدفی وضع میشود. لذا همینکه جهان نظم دارد،قاعدتا هدف نیز دارد.


برخی افراد از این نظم حاکم برجهان،نتیجه‌ی عکس میگیرند!!!
یعنی میگویند:جهان ما نظم دارد،لذا خدا وجود ندارد!!!!!
مثلا استیون هاوکینگ میگوید خدا وجود ندارد؛اگر هم وجود داشته باشد،ما میتوانیم ذهن او را بخوانیم(جهان را پیش بینی کنیم).
و یا جیمزرندی که گمان میکند حتما باید رویداد غیرمترقبه ای که از نظم پیروی نکند(ماوراءالطبیعه)،رخ دهد تا بشود به وجود خدا پی برد!!!
.
این افراد ذهن خود را درمورد چرایی نظم،تعطیل میکنند(و راجع به آن فکر نمیکنند!)و منتظر هستند که این نظم شکسته شود تا به عاملی فکر کنند که نظم را میشکند!!


یک مطلب جالب که باید به آن توجه کرد،این است که  جیمزرندی ملحد میگوید به علت وجود نظم مطلق، همه چیز طبیعی و تابع قوانین علمی هست و ماوراءالطبیعه وجود ندارد.ایشان یک موسسه تٲسیس کرده تا هرکسی ادعای وجود ماوراءالطبیعه دارد،به آنجا مراجعه کرده و ادعای خود را اثبات کرده و یک میلیون هم دلار هم جایزه بگیرد. بیشتر از ده سال از به وجود اومدن این موسسه میگذره و هنوز کسی نتوانسته ماوراءالطبیعه(بی‌نظمی)را اثبات کند. هر ملحد هم که احیانا توانست منظم بودن جهان هستی را رد کند و برهان نظم را شکست دهد،درواقع خودشان را شکست داده است.
.
خداباوران عزیز،هروقت در بحث بر سر برهان نظم از یک ملحد شکست خوردید،فرصت رو غنیمت بشمرید وفورا دستشو بگیرید و ببریدش موسسه ی جیمزرندی تا برای جیمزرندی هم ثابت کنه که نظم وجود نداره و امور غیر طبیعی هم رخ میدن.


پایان



ان شاء الله مورد استفاده دوستان قرار گرفته باشه

 سپاس از همراهی  شما همراهان  محترم

موفق باشید و یاحق




برهان- نظم