۵۲ بازدید
۲۱ فروردین ۱۳۹۷خودرو
تصویر مطالب

روز ۲۸ ژوئن دوستم مجید که قبلاً تسلای مدل S وی را در سال ۲۰۱۲ آزمایش کرده بود می خواست تسلای مدل X خود را تحویل بگیرد. از من پرسید که آیا مایلم با او بروم. صد البته کور از خدا چه می خواهد؟ یک جفت چشم بینا.


ساعت ده ماشین را در یک مرکز خرید پارک کرده و با وی به کارخانه تسلا در شهر فریمانت رفتیم. من قبلاً ۸ سالی را در شهر فریمانت در یک کیلومتری همین کارخانه که در آن موقع کارخانه NUMMI نامیده می شد و متعلق به تویوتا و جنرال موتورز بود کار کرده بودم و دو مرتبه نیز از کارخانه “نومی” بازدید کرده بودم و شرح آنرا نیز در مجله نوشته بودم. کارخانه نومی در آن زمان روزی ۱۵۰۰ ماشین تولید می کرد و در واقع یک کارخانه مونتاژ نهائی بود که موتور ماشین ها از ژاپن می آمد و قطعات پرس شده از کارخانجات اطراف و در کارخانه “نومی” همه چیز مونتاژ می شد.


وارد محیط کارخانه شدیم و هنگامی که مجید اعلام کرد که برای تحویل ماشین خود و دریافت ماشین نو آمده ما را به محل مخصوصی هدایت کردند و ماشین تسلای اس مجید را تحویل گرفتند. سپس ما را به محل چادر سرپوشیده تحویل تسلا هدایت کردند. در آنجا با نوشابه و آب از ما پذیرائی شد و بلافاصله دخترخانمی مراسم امضای کاغذها را با مجید شروع کرد. بعد از ده دقیقه وی شروع به یاد دادن قسمت های مختلف ماشین به مجید نمود. در این مورد چون مجید آشنایی کامل با سیستم تمام کامپیوتری تسلا داشت کارها سریعتر پیش می رفت. ده ماشین زیر چادر در حال تحویل بودند و آنهایی که قبلاً تقاضا داده بودند می توانستند تور کارخانه را نیز بگیرند. هنگام تحویل مدارک متوجه شدم که آنها تسلای ۱۲۰ هزار دلاری سفارشی مجید را که مدل ۲۰۱۲ بود دارند به قیمت ۵۰۳۰۰ دلار می خرند. ناگهان حس خرید بهم دست داد و فکر کردم که این ماشین باید در بازار حداقل ۶۰۰۰۰ دلار باشد که آنها دارند به وی این مقدار پول می دهند. البته ماشین ۵۳۰۰۰ مایل کار کرده بود که اصلاً به نظر نمی آمد و ماشین مانند ماشین نو بود. به مجید گفتم لطفاً این را نفروش و من خودم برمی دارم. مجید هم قبول کرد و حالا تور داشت شروع می شد.


یک خانم حدود ۶۰ ساله توضیحات مختصری داد و سپس ما را سوار ماشین تور کرد و تور شروع شد. این کارخانه کارخانه ای که من دیده بودم نبود در حالت قبل مونتاژ نهائی سریع مدنظر بود. حالا همه چیز در کارخانه ساخته می شد از الکتروموتور تا هر چیز که فکرش را بکنید. کمی شبیه به JOB SHOP یا BATCH SHOP داشت و به کار سری پرسرعت شباهتی نداشت علت اینستکه در این کارخانه عظیم سه کیلومتر در دویست متر فقط ۸۰۰۰۰ ماشین S و X قرار بود ساخته بشود و سال قبل هم فقط ۵۰۰۰۰ ساخته شده بود. پس این کارخانه ۵۰۰۰۰۰ تایی نبود. اکثر قطعات استفاده شده در تسلا از آلومینیوم ساخته شده است که ماشین را تا حد ممکن سبک نگاه دارد. خانم راهنما گفت که وی قبل از تسلا خودش تویوتای الکتریکی داشته (و شاید داشتن چنین ماشینی کمک به کار کردن وی در تسلا کرده بود). وی گفت در حال حاضر سریعترین تسلا از نظر شتاب مدل لودیکروس مدل S است با شتاب ۲٫۸ ثانیه و بعد لودیکروس مدل X با شتاب ۳٫۲ ثانیه.


تسلای مجید شتابش ۴٫۵ ثانیه بود. کارخانه از ربات های بسیار زیادی استفاده می کرد ولی حقیقتش من را که عمری در کار تولید بوده ام زیاد هیجان زده نمی کرد چون نمی توانستم مسیر خط تولید را تجسم کنم. شاید هم بعلت VERTICAL INTEGRATION کارخانه به نظر شلوغ می آمد. از پرس های ۱۰۰ تنی تا مونتاژ نهائی که بالاخره در آن می شد مسیر تولید را پیدا کرد. بهرحال تور بعد از ۴۵ دقیقه پایان یافت و من و مجید هر دو بسوی ماشین های تحویلی راهی شدیم. من بسوی ماشین قبلی مجید و او بسوی ماشین تحویلی جدیدش. حالا سئوال این بود که آیا تسلا پنجاهمین ماشین من است یا فراری موندیال ۱۹۸۶ که پیش قسط آن را داده ام ولی قرار است دو هفته دیگر تحویل بشود. شاید باید هر دو را به نام پنجاهمین بنامم/بانک خودرو

کارخانه تسلانومیروایتیبازدیدکارخانهماشینخودروبازارسفارشی