336 Views
2018 Jan 03Cultural
img

فصل چهارم Vikings قطعا با تغييرات فوق العاده اي به روي صحنه خواهد آمد،فصلي كه در آن هيجان بيشتر از قبل موج ميزند و ما چشم انتظار به پاسخ سوالاتي از فصل پيش هستيم.براي بررسي فصل چهارم اين سريال جذاب با اي دانش همراه باشيد.اين فصل نه تنها به خاطر داشتن ٢٠ قسمت،بلكه به خاطر اشاره آن به وجود يك گروه جذاب است.گرچه اين مسئله اصلا تعجب آور نبود،اما اين حركت باعث تغيير جهت بازي شد،تلاش پسران Ragnar كه خواستار انتقام مـرگ پدرشان بودند روز به روز افزايش پيدا ميكرد و تمركز داستان بر روي رهبر وايكينگ بيشتر و بيشتر ميشد.اما اين سوال پيش آمد كه آيا پس از گذشت تقريبا چهار فصل از اين سريال و دنبال كردن قدم هاي خونين راگنار،آيا همچنان زنده بودن او مخفي ميماند؟همانطور كه ميبينيم،چند هفته اي كه بين مـرگ راگنار و فصل ٤ گذشت،The Reckoning ميتواند بيش از قبل مردم را به تماشاي ادامه اين سريال تشويق كند و داستان را جذاب تر از قبل كند.البته يك چيز؛اگرچه Ragnar ديگر روي صحنه نيست اما همچنان ميتواند تمام اعمال پسرانش را حس كند؛به خصوص Ivar كه بسيار جاه طلب است و در آستانه ي روان پريشي قرار دارد!موقعيت Ivar به عنوان سرپرست ارتش بزرگ اعلام شد.نقش وي به عنوان جانشين پدرش و به خاطر توانايي بالايش انتخاب شد.توطئه چيني افراد از مسائل طبيعي اين سريال است.يك تهيه كننده و نويسنده خاص به نام Michael Hirst،هيچوقت نميتوانست شخصيت هايي به اين بزرگي و خوبي را در فيلم ببيند،به طوري كه او اوج دراماتيك بودن را نميتوانست به يك سريال تلويزيوني تبديل كند.درست مانند موتور ماشين كه باعث حركت آن ميشود،در حالي كه به نيمه دوم فصل چهارم ميرسيم،آنها درخواست عقب نشيني و جلوگيري از خون و خونريزي هستند.پس از دادن خون عقاب به پادشاه Ol،در اواخر اين قسمت،وايكينگ ها توجه او را به استراتژي نظامي Ivar جلب ميكنند.در ادامه اين فصل ميبينيم كه Hirst درباره برنامه هايش براي معرفي يك جنگجوي اسقف به نام هيموند(Heahmund) در پايان فصل سخن ميگويد.


درحالي كه آمدن Meyer به روي صحنه خيلي تعجب آور نيست؛زيرا Meyer و Hirst براي چهار فصل در نمايش تلويزيوني The Tudors كنار يكديگر مشغول به كار بودند.ايده آمدن يك شخصيت جديد به روي صحنه براي پايان دادن اين فصل به وجود آمد و احتمالا بر يكي از مسائل در فصل جديد تأثير ميگذارد و بر آن تأكيد دارد!بخش عمده اي از ميراث راگنار،The Reckoning بود.در همين حال،Bjorn,Ivar,Hvitserk,Ubbe و Sigurd همه در انگلستان بودند تا انتقام مـرگ پدرشان را بگيرند.با اين حال، اين قسمت با يك جنگ طولاني و تكنيكي قابل توجه كه از ارتش Aethlwulf باقي مانده بود،شروع شد.و تقسيم بين برادران حداقل آنطور كه اميدوار بودند،انجام شد.Hirst به دو نظر متفاوت اشاره ميكند:Bjorn و Ivar و سه برادر ديگر مسلما نسبت به تصميم ها و اقدامات انجام شده توسط برادران تهاجمي خود واكنش نشان ميدهند،مخصوصا در زمان برخورد با نبرد شجاعان و پيامدهاي آن.اين مسئله بسيار شگفت انگيز است كه نبردي بزرگ در آغاز اين قسمت شروع ميشود و تلفات زندگي را نشان ميدهد كه چگونه يك سريال تلويزيوني به مردم آزادي ميدهد.در بقيه ساعات كم و زياد نشان ميدهد كه يك مكان و يا يك گروه چگونه به شخصيت ها محدود شده است و حضورشان بسيار مؤثر است.هنگامي كه Aethelwulf تاج را به دست مي آورد،او،Judith و بچه ها خاموش ميشوند،Ecbert و يكي از اسقف هاي انعطاف پذير را به انتظار رسيدن ارتش Heathen ترك ميكنند.زماني كه Hirst با تغييرات گسترده مواجه ميشود،احساس خجالت نميكند و اين بدان معني است كه او نسبت به حركت شخصيت ها در اطراف يا خارج از تصوير احساساتي نيست.شخصيت The Reckoning در يك بحراني تكان دهنده حركت ميكند و هلگا، توسط كودكي كه از يك شهر مسلمان در Mediterranean است،كشته ميشود.مرگ هلگا شايد شگفت انگيز به نظر برسد،اما به نظر نميرسيد كه Tanaruz چيزي جز يك تهديد فيزيكي باشد،او تنهايي قادر به قتل عام و خودكشي كردن است.در نتيجه اين مسائل در مورد آينده Floki سوال هايي به وجود مي آورد.چرا كه او تصميم ميگيرد زمين را پس از يك فصل غم و اندوه رها كند.از دست دادن دخترش و Ragnar،حالا هم مـرگ هلگا كه ديگر براي او غيرقابل تحمل است.مسئله جالب آن است كه Floki هميشه احساسي تر از بقيه به نظر ميرسيد و هميشه احساساتش بر او حكمراني ميكردند،بنابراين تصميم او براي صلح زماني به نظر ميرسيد كه برادرانش در آستانه تحقق و رسيدن به روياي Ragnar مطابق با رفتار و شخصيت شان در گذشته بودند.به نظر نميرسيد كه اين پايان Floki باشد،با توجه به اين چيزهايي كه از او در طول اين سريال ديديم.اگرچه اين مسئله باعث افزايش شور و هيجان براي فصل پنجم ميشود.بقيه قسمت اين سريال به مـرگ Ecbert و خيانت Bjorn و بقيه وايكينگ ها اختصاص داده شده است.قدرتي كه از او رد شده و به پسرش رسيده است.در اواخر عمر Ecbert،با توجه به نقش او در مـرگ Ragnar و تأخير در معرفي مرحوم Meyers به عنوان اسقف Heahmund،از مهم ترين رويدادهاي اين سري است.اگرچه او ديگر پادشاه نبود و مـرگ او به دستان خودش بود،ولي احتمالا پاسخ آن بر روي مهاجمان وايكينگي تأثير زيادي خواهد داشت.اما Bjorn،ايور(Ivar)را ترك ميكند.او به ادامه حمله تمايل دارد و او را براي انجام اين كار تهديد ميكند.Hirst آنقدري قدرت ندارد كه بتواند Ivar را به قتل برساند و تنها راه انجام اين كار،برادرش است.زماني كه Sigurd تبر را در سينه اش فرو ميكند ميتوانيم يك نگاه كوتاه و وحشتناك را در چشم هايش و پشيماني را در صورتش ببينيم.و اينجاست كه Hirst او را به سياهي ميكشاند و از بين ميبرد.در كل،فصل چهارم اين سريال به صورت حرفه اي و فوق العاده ساخته شد و تماشاگران زيادي را به خود جذب كرد.يك سريال با مدت زمان طولاني و داستاني خيره كننده با قسمت هاي زياد كه در عين حال مسير را براي چيزهاي تازه تر در فصل جديد آن فراهم ميكند.اي دانش تماشاي اين سريال جذاب را از فصل اول تا چهارم شديدا به شما پيشنهاد ميكند!

Vikings

نقدسريال

نقدوبررسي

وايكينگ

راگنار

Ragnar

Floki

فلوكي

فيلم

فصل4وايكينگز

وايكينگز

فصل٤وايكينگ