75 Views
2017 Dec 29Newstechnology
img


یکی از مسائلی که به واقعیت مجازی مربوط می شود انتظارات گسترده ای است که به برنامه های تلویزیونی مانند Star Trek غالب شده است.star Trek  قول داده بود در نسل بعدی یک واقعیت مصنوعی غیر قابل تشخیصی را ایجاد کند بنابراین VR شکست خورد.

من انتظار ندارم الگویی که در فناوری و تکنولوژی به موفقیت می رسد،دوباره قابل تکرار باشد .شما میتوانید تجربه ای جدید از ایجاد یک فناوری با هزینه ی پایین داشته باشید.بنابراین شما باید  دارای مدلی از فناوری با هزینه ی پایین باشید.پس شما باید مدلی از فناوری مورد نیازتان را طراحی کنید.متاسفانه رایج ترین مسئله، هزینه ی تهاجمی  در این زمینه می باشد که تجربه ی تلخی را به شما تحمیل می کند.

زمانی که فیلم Ready Player One نمایش داده شد هدف نهایی VR را یک پلتفرم غیر مجاز معرفی کرد:

یک توصیف از تکنولوژی و تجربه ی انسانی که کاربر نمیتواند تفاوت بین آنها را به خوبی درک کند.اکنون ما میتوانیم با نمایشگر هایی که دارای رزولوشن بالایی هستند که شبیه سازی وسایل نقلیه را نمایش می دهند کار کنیم.امروزه شبیه سازی رانندگی و پرواز کردن طراحی شده است که البته به واقعیت نیز نزدیکتر هستند تا شما بتوانید تجربه ی استفاده از آنها را حس کنید.پس چرا بر آنها تمرکز نمی کنیم؟

همیشه یک تجربه ی نا درست به قدری تکرار می شود که راه درست را به ما نشان میدهد تا موفقیت را تضمین کند.


عجله برای رسیدن به درآمد

من فکر میکنم مشکل اصلی که امروزه مدیران با آن روبرو هستند مسیری است که انتهای آن را رسیدن به درآمد می دانند و بنظر می رسد مانند یک خط مستقیم است اما چیزی در آن وجود ندارد.این مسئله نگران کننده است که اغلب مدیران مشابه این مسئله را درک کرده اند.اگر شما به محصولات اولیه HTC و Oculus  نگاهی بیندازید به خوبی درک  می کنید که آنها بسیار گران قیمت بودند و استفاده از آنها غیر قابل بود.

این مسئله به یک ویژگی فراگیر در شرکتهای متمرکز بر محصول اشاره دارد،اعتقادی فراگیر که اگر شما محصولی را تولید کنید خریداران می آیند و آن را میخرند.این دیدگاهی است که هم دربخش مصرف کننده و هم در بخش صنعت وجود دارد بنابر این ، این دیدگاه باعث میشود که محصولاتی به صورت ناکافی بفروش برسند .اما در برخی موارد مانند،مایکروسافت،Zune و VR یکسری موارد بعنوان موارد الزامی شناخته شده بودند اما متأسفانه نادیده گرفته شده بودند و نادیده گرفته شدن آنها یک رویکرد محوری می باشد.

مشتری محور

یکی از جالب ترین مسائل در مورد بازار فعلی این مسئله می باشد که شرکت اپل بعنوان با ارزش ترین شرکت در سطح خود باقی خواهد ماند و آن هم به این دلیل  است که این شرکت ،تنها شرکتی است که بر مشتریان خود تمرکز دارد.چگونه میتوان باور کرد که میزان درخواست های کاربران برای تولید محصولات به طرز چشمگیری بیشتر از تعدادمحصولاتی است که توسط این شرکت تولید میشود و هر محصول به شدت مدیریت و کنترل میشود.
منظور از یک شرکت مشتری محور،شرکتی است که مشتری در محور تصمیم گیری می باشد.شما باید زمان بسیاری را صرف برنامه ریزی،تجزیه و تحلیل برای توسعه محصول کنید و هزینه ی بسیاری را برای ایجاد تقاضا و تبلیغات پرداخت کنید.همانطور که شرکت اپل مشتری مداری را به نمایش گذاشته است و وفاداری بیشتری را کسب کرده است.شما میتوانید ارزیابی از شرکتهایی که بر محصول متمرکز هستند داشته باشید. آنچه که عجیب به نظر میرسد این است که شرکت اپل به یک شرکت متمرکز بر محصول تبدیل شده است به همین دلیل است که با وجود تعداد زیادی از محصولات و مسائل مربوط به آنها HomePod  را کشف کرد.بنابراین این رویکردی موفق است که در یکی از بارزش ترین شرکتها با موفقیت مورد استفاده قرار گرفته است.

نتیجه گیری
تماشای فیلم Ready Player One مانند خواندن یک کتاب به شما حس خوبی را القا می کند و شما حس میکنید چه چیزی در حال پیشرفت است و چگونه باید به سمت آن حرکت کنیم.ما میتوانیم زودتر از آنچه که فکر می کنیم به یک محصول قابل قبول  دست پیدا کنیم اما اگر صنعتی که در آن حضور داریم همچنان بدون توجه به هزینه تجربیات ضعیف را از بین ببرد،مسیر به مراتب طولانی تری را خواهیم داشت.من فکر میکردم که شرکت اپل وارد مقطعی وسیع تر شود اما تبدیل آن به یک شرکت متمرکز بر محصول و شکست HomePod نتیجه ی خوبی نبود.

شما می توانید شکل شرکت خود را به مشتری محور تغییر دهید اماباید مراقب باشید که تلاش شما به عنوان تجربه ای ناکارآمد به سمت شما باز نگردد.


VR

واقعیت مجازی

Ready Player One

فیلم Ready Player One