140 Views
2018 Jan 17Newstechnology
img

Ready Player One و آینده ی دشوار VR

یکی از مسائلی که به واقعیت مجازی مربوط میشود انتظارات گسترده ای است که به برنامه های تلوزیونی مانند Star Trek غالب شده است. Star Trek قول داده بود در نسل بعدی یک واقعیت مصنوعی غیر قابل تشخیصی را ایجاد کند بنابراین VR شکست خورد.

من انتظار ندارم الگویی که در فناوری و تکنولوژی به موفقیت می رسد، دوباره قابل تکرار باشد. شما میتوانید تجربه ای جدید از ایجاد یک فناوری با هزینه ی پایین داشته باشید. بنابراین شما باید مدلی از فناوری مورد نیازتان را طراحی کنید. متاسفانه رایج ترین مسئله، هزینه ی تهاجمی در این زمینه می باشد که تجربه ی تلخی را به شما تحمیل می کند.



زمانی که فیلم Ready Player One نمایش داده شد هدف نهایی VR را یک پلتفرم غیر مجاز معرفی کرد:

یک توصیف از تکنولوژی و تجربه ی انسانی که کاربر نمیتواند تفاوت بین آنها را به خوبی درک کند.

اکنون ما میتوانیم با نمایشگرهایی که دارای رزولوشن بالایی هستند که شبیه سازی وسایل نقلیه را نمایش می دهند کار کنیم. امروزه شبیه سازی رانندگی و پرواز کردن طراحی شده است که البته به واقعیت نیز نزدیک تر هستند تا شما بتوانید تجربه ی استفاده از آنها را حس کنید. پس چرا بر آنها تمرکز نمی کنیم؟

همیشه یک تجربه ی نادرست به قدری تکرار میشود که راه درست را به ما نشان دهد تا موفقیت را تضمین کند.

عجله برای رسیدن به درآمد

من فکر می کنم مشکل اصلی که امروزه مدیران با آن روبرو هستند مسیری است که انتهای آن را رسیدن به درآمد می دانند که به نظر می رسد مانند یک خط مستقیم است اما چیزی در آن وجود ندارد. این مسئله نگران کننده است که اغلب مدیران مشابه این تجربه را درک کرده اند.

اگر شما به محصولات اولیه HTC و Oculus نگاهی بیاندازید به خوبی درک می کنید که آنها بسیار گران قیمت بودند و استفاده از آنها غیر قابل بود.

این مسئله به یک ویژگی بسیار فراگیر در شرکتهای متمرکز بر محصول اشاره دارد، اعتقادی فراگیر که اگر شما محصولی را تولید کنید خریداران می آیند و آن را می خرند. این دیدگاهی است که هم در بخش مصرف کننده و هم در بخش صنعت وجود دارد بنابراین این دیدگاه باعث میشود که محصولاتی به صورت ناکافی به فروش برسند.

اما در برخی موارد مانند، مایکروسافت ، Zune و VR یکسری موارد به عنوان موارد الزامی شناخته شده بودند اما متاسفانه نادیده گرفته شدند و نادیده گرفته شدن آنها یک رویکرد محوری می باشد.

مشتری محور

یکی از جالب ترین مسائل درمورد بازار فعلی این مسئله می باشد که شرکت اپل به عنوان با ارزش ترین شرکت در سطح خود باقی خواهد ماند و آن هم به این دلیل که این شرکت، تنها شرکتی است که بر مشتریان خود تمرکز دارد. چگونه میتوان باور کرد که میزان درخواست های کاربران برای تولید محصولات به طرز چشمگیری بیشتر از تعداد محصولاتی است که توسط این شرکت تولید میشود و هر محصول به شدت مدیریت و کنترل میشود. منظور از یک شرکت مشتری محور، شرکتی است که مشتری در محور تصمیم گیری می باشد. شما باید زمان بسیاری را صرف برنامه ریزی، تجزیه و تحلیل برای توسعه محصول کنید و هزینه ی بسیاری را برای ایجاد تقاضا و تبلیغات پرداخت کنید. همانطور که شرکت اپل مشتری مداری را به نمایش گذاشته است و وفاداری بیشتری را کسب کرده است.شما میتوانید ارزیابی از شرکتهایی که بر محصول متمرکز هستند داشته باشید. آنچه که عجیب به نظر میرسد این است که شرکت اپل به یک شرکت متمرکز بر محصول تبدیل شده است به همین دلیل است که با وجود تعداد زیادی از محصولات و مسائل مربوط به آنها HomePod را کشف کرد.

بنابراین این رویکردی موفق است که در یکی از با ارزش ترین شرکتها با موفقیت مورد استفاده قرار گرفته است.

نتیجه گیری

تماشای فیلم Ready Player One مانند خواندن یک کتاب به شما حس خوبی را القا می کند و شما حس میکنید چه چیزی در حال پیشرفت است و چگونه باید به سمت آن حرکت کنیم.

ما میتوانیم زودتر از آنچه که فکر می کنیم به یک محصول قابل قبول دست پیدا کنیم اما اگر صنعتی که در آن حضور داریم همچنان بدون توجه به هزینه تجربیات ضعیف را از بین ببرد، مسیر به مراتب طولانی تری را خواهیم داشت. من فکر می کردم و امید داشتم که شرکت اپل وارد مقطعی وسیع تر شود اما تبدیل شدن آن به یک شرکت متمرکز بر محصول و شکست HomePod نتیجه ی خوبی نبود.

شما میتوانید شکل شرکت خود را به مشتری محور تغییر دهید اما باید مراقب باشید که تلاش شما به عنوان تجربه ای ناکارآمد به سمت شما باز نگردد.

VR

Ready Player One